چه رابطه غریبی داری با یک لیوان قهوه تلخ!

آنقدرها خوابم می آید که نتوانم به تو فکر کنم!

آنقدرها در اوهامم پرسه میزنی که نتوانم یک لحظه چشم بر هم گذارم!

ما هر دو بی گناهیم! میدانم!

اینها همه از این یک مشت دیازپام است که هر شب با یک لیوان قهوه تلخ میبلعم!

 

/ 7 نظر / 10 بازدید
ghatr

سلام جدی گفتی که دیازپام می خوری.نمی گی دوستات می بینن و فکر می کنن کار خوبیه؟ ای بابا... یه لیوان آب انار بزن... ناردونه خوردی؟ اینجا خب گیر میاد.هم ترشه هم هوشیار می کنه. نخواب بابا پاشو .... ای وای که خوابی...[گل]

ghatr

شما رو لینک کردم به نام انارستان... با اجازه

ghatr

سلام خواهش می کنم. اسم را بذارید 1+1= با هم بودن

ghatr

سلام با اینکه کلی تا نوروز داریم اما من باید برم واسه همین نو روز رو بهتون تبریک می گم و امیدوارم آخرین نظرتون توی سال 89 ازم دریغ نکنید.البته با خوندن کامل متن.... نوروزتان پیروز هر روزتان نو روز

پیران

ای کاش همه قهو تلخها به شیرینی قهوه تلخ مهران بود

فائزه

زندگی زیباست اگرچه سخت است میدانم نمی شود معنا کرد ... زندگی زیباست اگرچه سخت است جاده ای است هموار اگرچه پرپیچ و خم است دفتری است کوچک اگرچه پر معناست آسمانی است آبی اگرچه گاهی بارانی خاطراتش زیباست اگرچه پر معماست و در آخر ... دریایی است طوفانی که ساحلش آرام و قرار ندارد.[گل]

روزنه

[لبخند]