این روزها ول وله ایست در کائنات!

این روزها ول وله ایست در آسمان، چه از آن ابرهای خسیس که هی می آیند و می روند و به روی مبارک هم نمی آورند که آمدن و رفتنشان باید به حکم باران باشد! چه از آن خورشید پر حرف که یک لحظه زبان به کام نمیگیرد تا آب دهانش را قورت دهد! شب ها هم که ماه قربانش بروم بازیش می گیرد! میان آن تاریکی چون دخترکان چهارده ساله دلبری می کند و خنده های شکرین تحویل خلق الله می دهد و هی تو را به یاد آدم می آورد!

این روزها ول وله ایست در زمین، چه از شمعدانی ها که روی پایشان بند نیستند و اگر سه شبانه روز هم آبشان ندهی خم به ابرو نمی آورند وانگار نه انگار که اگر یک بعد از ظهر آب دادنشان دیر میشد قهر میکردند و برگ هایشان شروع میکردند به نق زدن! چه از یاکریم ها که یادشان نمی آید آخرین باری که سکوت کرده اند، کی بوده است! حتی دیوار سنگی ساختمان بدقواره سر کوچه هم غروب ها برایت ترانه «من مست می عشقم...» میخواند!

این روزها ول وله ایست در کائنات! انگار همه چیز شوخیش گرفته باشد با آدم، قلبت بی دلیل تند تند میزند و دلت بی هوا تنگ می شود! هر که را می بینی چشمانش عین الماس می درخشد و مهربانی بی انتهایی می نشیند در نگاهش!

این روزها...

این روزها...

تنها خدا می داند که این روزها ولوله ایست در آفرینش و من خوب میدانم که پای آمدن تو در میان است...

 

 

 

نیشخندعیدتون هزاران بار مبارکنیشخند

/ 5 نظر / 19 بازدید
رنگینک

و من خوب میدانم که پای آمدن تو در میان است... احسنت عیدت مبارک اللهم عجل لولیک الفرج

افسانه

سلام عزیزم عید تو هم مبارک باشه گلم واو چقد قشنگ نوشته بودی عزیزم. خیلی لذت بردم خیلی. به امید فرج[بغل][ماچ]

يه نفر

عاااااااااااااااااااااالي نوشته بودي ...

من و دوستم خدا

دوست داشتن یک نوع باوره ، خوش به حال آن باوری که صادقانه باشه سلام ممنونم از حضورت وبم رو با یه مطلب جدید آپ کردم خوشحال میشم سری بزنی یا علی [گل][گل][گل][گل][گل][گل]

سایان

سلام ... عید شماهم مبارک .[گل] عااااااااااااااااااالی نوشته بودی.[دست] ممنون از مطلب خوبت.[ماچ]