راه گمراهی را فوت آبم!

به تو خنده ام می گیرد! همه ی عمر و جوانیت را گذاشته ای به پای من! منی که حتی یک ارزن هم مغز توی کله ام نمانده است!

برایم نقشه می کشی؟! رنگ عوض می کنی؟! آدم اجیر می کنی؟! ابزار و تجهیزات تدارک می بینی؟!

این همه فناوری برای من؟!!!

آخر تو که می دانی من از روز نخست به خیال سیبی لغزیده ام و پایم شکسته است! شاید هم ضربه مغزی شده باشم!

به تو خنده ام می گیرد، وقتی تو را می بینم که چه می کنی! تمام غصه هایم را از یاد می برم و دلم آرام می گیرد! با خودم می گویم شاید هنوز روحم جای سالمی داشته باشد که تو خواهانش باشی!

آخر کی می خواهی بفهمی کاری ندارد فریب من!!

به کاهدان زده ای جانم!

بیا و این نصیحت مرا گوش کن! باور کن من خیر و صلاحت را می خواهم!

خودت را معطل من نکن!

من خودم راه را بلدم!!

باور کن من خودم راه را بلدم!

نیشخندنیشخندنیشخند

/ 3 نظر / 44 بازدید
محمد

شکلک‏های پایین تقریبا حکم آب سرد رو داشتن! :D پ.ن : تصویر زیبایی به کار بردین..

سرو نازشیراز

سلام دوست عزیزم : ممنون از بابت حضور صمیمی تون..../ [گل] وب تون زیبا و با احساسه... / موفق باشی[گل] اين باران تلخ نگاهت بود كه مثل طعنه اي بر صورتم چكيد و صورتم را پر از اشك و دلتنگي كرد و در باران عاشقي كه تو درست كرده بودي غرق شدم. قلبم عرشه اي است براي پياده شدن نگاهت و همچنان منتظر نگاه نحيف توست تا در تمناي قلبي ات بگويي دوستت دارم