... آن دل که بردی باز ده!

ای  ساقیا   مستانه  رو  آن یار  را  آواز ده

گر  او  نمی آید بگو  آن دل که بردی باز  ده

افتاده ام در کوی تو  پیچیده ام  بر موی تو

نازیده ام بر روی تو آن دل که  بردی  باز  ده

بنگر  که مشتاق  توام مجنون غمناک  توام

گرچه که من خاک توام آن دل که بردی باز ده

ای دلبر زیبای من  ای سرو خوش  بالای من

لعل لبت حلوای من  آن دل که  بردی  باز ده

ما را به غم کردی رها  شرمی نکردی از خدا

اکنون  بیا در  کوی ما   آن دل که بردی باز ده

تا چند خونریزی کنی  با عاشقان  تیزی  کنی

خود قصد تبریزی کنی  آن دل  که بردی  باز ده

از  عشق  تو   شاد  آمدم  از  هجر  آزاد  آمدم

نزد  تو  بر  داد  آمدم  آن  دل  که  بردی  باز ده

«مولانا»

by:arthome121


/ 22 نظر / 19 بازدید
نمایش نظرات قبلی
محمد

وقتی از چشم تو افتادم دل مستم شکست عهد و پیمانی که روزی با دلت بستم شکست ناگهان- دریا! تو را دیدم حواسم پرت شد کوزه ام بی اختیار افتاد از دستم شکست در دلم فریاد زد فرهاد و کوهستان شنید هی صدا در کوه،هی من عاشقت هستم شکست بعد ِ تو آیینه های شعر سنگم میزنند دل به هر آیینه،هر آیینه ایی بستم شکست عشق زانو زد غرور گام هایم خرد شد قامتم وقتی به اندوه تو پیوستم شکست وقتی از چشم تو افتادم نمیدانم چه شد پیش رویت آنچه را یک عمر نشکستم شکست … ############# سلام آپم دعوتید [گل]

shokaran

سلام راضیه خوبی بقول افسانه خبری میدادی گاوی گوسفندی بگذریم خوشالم که باز اپ کردی شعر پر محتوایی بودش تبریک میگم بازم میخونمش یا حق

درنا

سلام عزیز دل خوبی؟ خوش میگذره؟ ممنون که سر زدی و لطف داشتی خیلی خوشحالم کردی نمیخوای به روز کنی؟ منتظریما می بوسمت[گل] یاعلی

محمد

سلاااام با غزل "وصله ی ناجور" به روزم دعوتید[گل]

آسمان آبی

سلام و عرض ادب راضیه خانوم[گل][گل][گل] چه خبرا...؟ خوووو بین انشاالله؟ همه غصه هاتون پرپر... ظرف شادیاتون پرپر... کاسۀ عشقتون لبریز... حرفهای دلتون هم شیرین... از کنار کوچه باغ ذهنم، گذرت چون باشد... برگهای گل استقبالم، با صدای واژه های خش خش... خیر مقدم به قدم رنجۀ تو میگوید... عطر هر واژه، صدای دل هست... مهربانی کن و از یاد مبر... رخ گلگون طبسمهایم، که به مهمان سلام میگوید... [گل]

محمد

سلام راضیه خانم غمگین بودن شعرامو ببخش ممنون که افتخار دادی ایشالا که همیشه شاد باشی[گل]

محمد

نمی روم ! بروم نیز بازخواهم گشت کدام عشق به هم خورده با خداحافظ؟ ... به جز سلام نمی گویم و نمی دانم تو گفته باشی اگر بارها خداحافظ!

محمد

آهنگ تند ثانیه ها شوم می شود وقتی که دل به عشق تو محکوم می شود روزی هزار بار مرا می دهد عذاب اما عجیب پیش تو مظلوم می شود! هر کس که بیشتر به تو دل داده- بیشتر از نعمت نگاه تو محروم می شود دیگر نفس نمی کشم از آسمان عشق دارد هوای عاطفه مسموم می شود ما را بکش...نترس که... دارد میان شهر عاشق کشی به سبک تو مرسوم می شود نفرین نمی کنم که قیامت به دست او تکلیف چشم های تو معلوم می شود در امتداد این همه... یک روز بی صدا این عشق دست و پا زده... مرحوم می شود!

محمدشمس

سلام راضیه خانم ممنون که بهم سر زدید من کاری جز انجام وظیفه انجام ندادم خوشبخت باشید و سلامت[گل]