ندیدم به ز خاموشی خصالی!

حرفت را بزن!

نگذار در دلت بماند.

حرف که بماند، بیات می شود! کپک می زند و آن وقت صفرا و سودایت را بر هم می زند. تهو می گیری و هی فشار می آید به دلت، به قلبت، به مغزت!

حرف است دیگر! نان که نیست که فریز شده اش تا چند ماه سالم بماند!

حرف است دیگر!

بماند آدم را مریض می کند. از پا می اندازد. آن وقت حتی نمی توانی حرف دیگران را مصرف کنی. دیگر حرف بدردت نمی خورد! دیگر هیچ چیز بدردت نمی خورد!

حرفت را بزن!

دلت که جای حرف نیست!

/ 2 نظر / 27 بازدید
خانم

اجازه خانم! این پارادوکس برای سوات ما خیلی سنگین بودا! ندیدم به ز خاموشی خصالی! حرفت را بزن!!! عجب سنگین بود این پست! ضمنا شما صاحب اجازه‌اید. ممنون از لینک[لبخند]

افسانه

وا یعنی چی یه جا میگی ندیدم به ز خاموشی خصالی بعد این همه میگی حرفت را برن؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟[نیشخند][متفکر]