.........

کاش می توانستم بی پرده سخن بگویم!

بی هیچ شاید و باید

بی هیچ اما و اگر

کاش می توانستم بی پرده سخن بگویم!

بدون ترس از شکستن قلبی و  تر شدن چشمی

بدون هراس از لغزیدن پایی بر تیغه صداقت

و آواره شدن احساسی در کلان شهر تردید

کاش می توانستم بی پرده سخن بگویم!

کاش می توانستم بی واژه سخن بگویم!

بی کلمه، بی صدا

بدون حتی یک نگاه

کاش می توانستم بی هیچ سخن بگویم!

آنچنان که تو می گویی

 آنچنان که همگان می شنوند

کاش می توانستم بی پرده سخن بگویم!

/ 7 نظر / 18 بازدید
سحر

در حوالی شب پرسه میزدیم و از درز پنجره های کوچک ستارگان قطره قطره نور میچکد. "نجوای چند سایه زیر سپیدار و خیابانهای خالی از سلام و تبسمهای تلخ شب......." صدای شب فقط همین بود سکوت" ما از این جاده گذشتیم و هزاران هزار خاطره ره اورد این جاده هاست. بی انکه بدانم این همه بغض گره بسته در گلویم از چیست؟؟؟؟ غبار پیراهنم را میتکانم ......... تموم زندگیم لبریز میشه از حسرت سلام عزیز..نمی خوای به من که تازه وبلاگم راه اندازی کردم سربزنی .راستي پايين نظرات لينك آموزش فال قهوه و تعميرات خودرو رو هم گذاشتم دوست دارم نظرت در مورد اين لينكها هم بدونم....من که سرزدم دوست دارم تو هم یه سر بزنی مهربون..اميدوارم اين رفت و آمدها ادامه داشته باشه منتظرتم مهربونم.

آنامورف

بی پرده که هیچ اگر حتی سخن هم نگویی امیدی به سلامت این دل های پیزوری نیست

درنا

سلام عزیز دلم. کی گفته من پیرم؟ آدم دوستای گلی مثل راضیه جون داشته باشه هیچ وقت پیر نمیشه . خیلی خوشحالم کردی برات بهترین ها رو ارزو می کنم التماس دعا یاعلی

دخترخانم

سلام خانم خانما. دلم برات تنگ شده بود. خیلی اومدم سرزدم ولی به روز نبودی. یه اعتراف صادقانه: کامنتت واقعا زیرکانه بود. حق کاملا با شماست سرخوشی خاصی دارم. اما در عین حال خسته م. میگذرد انشا اله. خوشحالم که به روز شدی و خوشحالم که بهم سرزدی.[گل]

درنا

سلام دوست جون دسته گل خودم. خوبی ؟ خیلی ممنون که سر زدی دلم برات خیلی تنگیده . بوووووووووووس

درنا

سلام عزیز دلم حرفتو گوش کردم و به روزم فدای تو