جان به دیدار تو یک روز فدا خواهم کرد...

صفحه دیگه ای رو ورق زد.

ماه رویا روی خوب از من متاب..... بی خطا کشتن چه می​بینی صواب؟!!

دوش در خوابم در آغوش آمدی............وین نپندارم که بینم جز به خواب

به خودش گفت: حتی بلد نیستی حرف بزنی؟!

بازم ورق زد:

من چرا دل به تو دادم که دلم می​شکنی؟!.......یا چه کردم که نگه باز به من می​نکنی؟!

دل و جانم به تو مشغول و نظر در چپ و راست...   ..تا ندانند حریفان که تو منظور منی!

ساده اما شیرین. مثل ذوق زدن بچه ها!

ورق زد:

چه نیکوروی و بدعهدی که شهری........غمت خوردند و کس را غم نخوردی

چرا ما با تو ای معشوق طناز......................به صلحیم و تو با ما در نبردی

یه صفحه دیگه:

من خود به چه ارزم که تمنای تو ورزم.....در حضرت سلطان که برد نام گدایی

 این همه شیدایی زیپ شده!!!

دیگه ادامه نداد. کتاب رو بست و ساعت ها گریه کرد.....

/ 14 نظر / 17 بازدید
نمایش نظرات قبلی
درنا

سلام عزیز دل خوبی؟ نماز و روزه ها قبول باشه یه سری هم اونورا تشریف بیارین خیلی خوشحالم می کنین فدای تو بووووووووووووووس

درنا

سلام راضیه جوووووووونم خوبی عزیزم؟ قبول باشه ممنون از لطفت شما ما رو دعا کن عزیزم . که این قدر دلت پاکه . ما مخلصیم. شاد و سربلند یا علی

درنا

سلام جیگرم. خوبی؟ قبول باشه چه خبرا؟ چرا به روز نمی کنی؟ من به روزم تشریف بیاری خوشحالم می کنی بوووووووووووووس

دخترخانم

طاعاتتان مقبول انشائ اله. به روز نمی شوید بانو؟!

درنا

سلام عزیزم کجایی خبری ازت نیست؟ منم به روزم اگه بیای کلی از خودم ذوق در وکنم شاد و سربلند باشین التماس دعا

دخترخانم

هنوز که به روز نشدی خانم گل؟! کجایی؟! امیدوارم اوضاع به کامت باشه. دو شب گذشت. در شب سوم که شب تولدمه لطفا منم دعا کن. منتظر پست جدیدیم ها.[لبخند]

درنا

سلام راضیه جونم کجایی؟> دلم برات تنگیده.

جن گیران

سلام کجایی عزیزم خبری ازت نیست دلم برات تنگیده نمیای به روز کنی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

درنا

سلام گل دختر خوبی؟ خبری ازت نیست دلم برات تنگیده هر جا هستی خوش و خرم باشی

آنامورف

شما هم که بسته ای مدیریت پرشین بلاگ را! پاستو فراموش می کنیا