رهايی

بالاخره يکی از کتابهايی را که می خواستم پيدا کردم .اگر دوميش هم پيدا بشه چی می شه!!!فکرم بدجوری بوق اشغال می زنه.يک فال گرفتم .حافظ از اونی که فکر ميکنم هميشه آقاتره./طالع اگر مدد دهد دامنش آورم به کف/ور بکشم زهی طرب ور بکشد زهی شرف/طرف کرم زکس نبست اين دل پر اميد من/گرچه سخن همی برد قصه من به هر طرف/از خم ابروی توام هيچ گشايشی نشد/وه که در اين خيال کج عمر عزيز شد تلف/......./آخرش هم گفت:حافظ اگر قدم زنی در ره خاندان بصدق/بدرقه رهت شود همت شحنه نجف.(حسبنا الله ونعم الوکيل ونعم المولا و نعم النصير).

  
نویسنده : راضیه ; ساعت ٩:٢٧ ‎ق.ظ روز جمعه ۱٦ خرداد ۱۳۸٢
تگ ها :