حرفهايم به ستاره

اوُلئِكَ الَّذينَ اشتَرواالضَّلالَهَ بِالْهُدي فَمارَبِحَتْ تِجارَتُهُمْ وَما كانوامُهْتَدين

شايد نبايد بهت اعتماد مي كردم!

شايد نبايد فكر مي كردم تو هم مثل مني!

شايد نبايد تو رو بيشتر از اون چيزي كه هستي تحويل مي گرفتم!

شايد نبايد برات معرفت خرج مي كردم!

باورت نمي شه وقتي فهميدم خيلي كمتر از اوني هستي كه نشونم داده اي چقدر به خودم لعنت فرستادم كه تو روبه خودم راه دادم !

چقدر احمق بودم!بايد مي دونستم تو هم يكي هستي مثل هزاران هزار چيز حقير و بي ارزش وناچيز ديگه.با اين تفاوت كه تو در پستي هم بر همه آنها پيشي گرفتي.چقدر قابل ترحمي!چقدر بي چاره و تنهايي !چقدر كوچكي!

با وجود اينكه آدم مهمي نيستم اما تا آخر عمرم افسوس لحظه هايي رو مي خورم كه با تو تلف كردم.افسوس شعرهايي كه برات خوندم وحوادث كودكانه اي كه برات تعريف كردم.حق با شيطان بود.تو ظرفيتش را نداري.گاهي اوقات به خودم ميگم ما كه اينقدر ادعاي عقل و خرد و دانش و هزار چيز بي خود ديگه داريم چطور به سيبي فريب خورده ايم؟!!!!!

هرگز ازت نخواهم گذشت.برات دعا مي كنم كه پشيمان نشي.

چون براي ماهي مرده فرقي نمي كنه كي از آب گرفته بشه.هر وقتي كه باشه ديگه ديره.

  
نویسنده : راضیه ; ساعت ۸:٥۳ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٢٢ آبان ۱۳۸٢
تگ ها :