انا لاالله وانا عليه راجعون

ديروز به يک دوست خوب تلفن زدم بعد از کلی سلام و...گفت يک خبر بد هم دارم.فکر همه چيز رو می کردم جز يک چيز.گفت:آزيتا مرده!!باورم نشد.روز چهارشنبه که می اومدم خونه ديدمش اگر چه زياد نمی شناختمش اما دخترک گرد و کوچولوی بامزه ای بود که آدم از ديدنش با اون پوست شفافش احساس خوبی بهش دست می داد.کی فکرش رو می کرد.انگاری تصادف کرده.دنيای بيوفايی داريم.خدا رحمتش کنه.(ومرگ صدای ثانيه هاست.)

  
نویسنده : راضیه ; ساعت ٩:۱٦ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱۸ خرداد ۱۳۸٢
تگ ها :