ولوله در شهر نیست جز شکن زلف یار...

دست از طلب ندارم تا کام من برآید.............یا تن رسد به جانان یا جان ز تن برآید

بگشای تربتم را بعد از وفات و بنگر.........................کز آتش درونم دود از کفن برآید

بنمای رخ که خلقی واله شوند و حیران...........بگشای لب که فریاد از مرد و زن برآید

جان بر لب است و حسرت در دل که از لبانش.....نگرفته هیچ کامی جان از بدن برآید

By: Proama

مولای من، خدا لعنت کند گروهی را که اسبها را برای جنگ با حضرتت زین و لگام کردند و برای جنگ با تو مهیا گشتند. پدر و مادرم فدای تو باد...

  
نویسنده : راضیه ; ساعت ٦:٠٤ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱٢ آبان ۱۳٩۳


الله اکبر . . . پیامی علیه ظلم

... و من

در طلوع گل یاسی از پشت انگشت های تو بیدار خواهم شد

 و آن وقت

حکایت کن از بمبهایی که من خواب بودم و افتاد

حکایت کن از گونه هایی که من خواب بودم و تر شد

بگو چند مرغابی از روی دریا پریدند

در آن گیر و داری که چرخ زره پوش از روی رویای کودک گذر داشت

قناری نخ زرد آواز خود را به پای چه احساس آسایشی بست

بگو در بنادر چه اجناس معصومی از راه وارد شد

چه علمی به موسیقی مثبت بوی باروت پی برد

چه ادراکی از طعم مجهول نان در مذاق رسالت تراوید

و آن وقت من مثل ایمانی از تابش استوا گرم

 ترا در سر آغاز یک باغ خواهم نشانید...

سهراب سپهری

 

by proama

خداوندا بر محمد و آل پاکش درود فرست و ما را بر ظالمین و ستمگران نصرت ببخش.

 عیدتون بی نهایت مبارک

  
نویسنده : راضیه ; ساعت ۱٠:٠٦ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٦ امرداد ۱۳٩۳
تگ ها : غزه ، خدا ، پیروزی ، مظلوم